السيد الطباطبائي

27

مجموعه رسائل ( فارسى )

است كه صرف از هر چيزى ممكن التكرار نيست و ثانى از براى آن نمىتوان فرض كرد ، زيرا آن‌چه براى آن ثانى فرض مىشودهمان خود آن مىباشد مگر پاى خليط و غير به ميان آيد كه مستلزم خلف است ، على هذا وجود صرف واجب تعالى واحد به وحدت حقه است . يعنى ذات صرف الوجود عين وحدت است نه آن كه چيزى باشد كه وحدت ، عارض او گرديده باشد . پس واجب - تعالى شأنه - واحد است به وحدتى كه فرض ثانى براى آن محال است ، نه اين‌كه فقط ثانى براى آن ممتنع الوجود است . پس وحدت حق تعالى وحدت عدديه نيست ، و عورض عدد به حقيقت مقدسه‌اش ممتنع است ، و او - عزّاسمه - احدى الذات است كه تقسيم بردار در خارج و عقل و وهم نيست . اين‌كه گفتيم كه وحدت واجبى ، وحدت عدديه نيست ، زيرا وحدت عدديه قوامش به امتياز واحدى از واحد ديگر است و ناگزير مقهور محدوديت است و بر ناصيهء واحد بالعدد فقدان كمال واحد ديگر طبع گرديده است بر خلاف واحد به وحدت حقّه كه واحد قهّار است و محيط بر همه به احاطهء قيومى است ، و از اين روست كه قرآن مجيد ، حق تعالى را به واحد قهّار توصيف مىكند : « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ » « 1 » « سُبْحانَهُ هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ » « 2 » از بيان گذشته روشن شد كه غير وحدت حقه و به تعبير قرآن كريم واحديّت قهّاره ، وحدت‌هاى ديگر از حريم كبرياى واجب - جل جلاله - مسلوب است و در آثار ائمهء آل البيت عليهم السلام متكرراً بر نفى وحدت عدديه از ساحت قدسش - تبارك و تعالى - تصريح شده است كه از توحيد صدوق و نهج‌البلاغه از ابوالائمة عليهم السلام كلمات

--> ( 1 ) . رعد ، آيهء 11 ( 2 ) . زمر ، آيهء 4